آخی
اثاث کشی هرچند خیلی سخته ولی بعضی وقتا حال دل آدمو خوب میکنه
مثلاً چیزایی رو که گم کردی رو پیدا میکنی
یا چیزایی که سابقا هدیه گرفتی الان پیدا میکنی
هنوز کتابارو مرتب نکرده بودم از بس سعید کتاب زیاد داشت دست نزده بودم .
امروز از ظهر نشستم پای کتابا
یکدفعه نگاهم افتاده یه کتاب سعدی که از یه عزیزی تو گذشته گرفته بودم .صفحه زدم دیدم یه روبان سفید که چقدر با سلیقه تا خورده داخلشه یادم اومد با روبان بسته بود کتاب رو .
تو اولین نگاه گفتم اوووف برمن چرا اینو گذاشتم اینجا
بعد که بیشتر صفحه زدم اون لبخندی که روی لبم بود کم کم به حالت قبل برگشت کم کم داشتم خود شخص رو یاد آوری میکردم
کی بود چرا عزیز بود چرا غریبه شد .چی شد غریبه شد .تمام گذشته مثل برق و باد تو ذهنم مرور شد .
کتاب رو گذاشتم سر جایش و فهمیدم بهترین جا همون جایی هست که بود.
تا اثاث کشی بعدی که دوباره چشم بهش بخوره و دوباره این لحظات تو زندگیم تکرار بشه
برای شما چی همچنین گذر زمانی اتفاق افتاده آدمی به سوی گذشته با چه ذوقی پر میکشه ولی دوباره با دل شکسته به حال سقوط میکنه ؟