فیلم

کیا بامداد خمار رو میبینن؟

محشره محشر

تا الان بیدار موندم که نگاه کنم

رژیم 3

میان وعده

یکی از اصلی ترینها تو رژیم میان وعده هست .

بهتر از همه برای شیفت صبح تا ظهر 10عدد بادوم هست .فقط نه اینکه ده تا و باهم یکجا بخورید بریزد تو جیبی تون هروقت ضعف کردین یدونه رو کامل بجوید .

3ساعت بعد صبحانه و دوساعت تا نهار بهترین وقت برای میان وعده هست

برای میان وعده عصر حتما میوه انتخاب کنید کم قند ترین میوه مناسبه حجم کم باشه.

کامنت

دوستان عزیز هرکسی هر سوالی داره کامنت مزارع بی زحمت تو چت آنلاین بپرسه جواب میدم

رژیم ۲

صبحانه رو حتما یک ساعت بعد از بیدار شدن باید میل کنی .تو صبحانه مطلقا از شیرینی جان و نمک استفاده نکن .

هیچ چیز شیرینی تو صبحونه نخور .بیشتر گشنت می‌کنه . نون اگه نمی‌خوای کلا نون و برنج حذف کنی نام جو اونم باگتش فقط دوتا بخور .

چیزایی که میتونی بخوری خیار گوجه پنیر کم نمک یا کم چربی تو فروشگاه ها هست .

تخم مرغ آبپز یدونه .

۲تا گردو بادوم درختی ۱۰تا ،

کره بادوم زمینی رژیمی یک قاشق غذاخوری .

هر روز یدونه از اینارو انتخاب کن بخور.چایی هم فقط بدون قند ولی صبح نخوری بهتره ضعف میکنی تا ظهر .

رژیم ۱

نکات رژیم رو چند نفر خواسته بودن هر روز چنتاشو می‌نویسم

۱هر روز صبح به خاطر پاک سازی کبد ناشتا دو لیوان آب جوش ورلرم بخورید.

دقت کنید با جوش رو بزارید خودش خنک بشه آبسرد اضافه نکنید .

بهتره به فلاکس از شب پر کنید ولی پرش رو کامل تا آخر نبندید صبح آماده هست.

اونایی که دانه چیا میتونن مصرف کنن .یکی از دو لیوان آبجوش ناشتارو با چیا بخورند .کاهش وزن رو سریعتر می‌کنه و خیلی مفیده .

تعطیلات

بازار جور گرفتاری و پیش آمد رفتیم شهرستان مادر شوهرم از تهران آوردن ما بردیم .فک کنید راه ۵ساعتع رو ۱۰عته رفتیم از بس نگه داشتیم دیگه داشتم روانی میشدم ولی کاملا با اخلاق برخورد میکردم .اینم یکی از مزایای خردادی دو قطبی بودن هست .نصف شب رسیدن صبح با صدای زنگ جرایم از خواب بیدار شدم ما تو راهیم می‌آییم خونه شما بنده خدا خبر نداشت من شهرستانم برعکس بقیه این داریم خیلی خوب و مهربون و اوکی هست .

تا فهمید شهرستان گفتم برمیگردم قسمش دادم که برنگرد منم دارم راه نیستیم .چمدونا اصلا پایین نیاوردم دوباره برگشتم .شب شام خوردیم دیدم دلشون مسافرت شمال میخاد صبح وسایل جمع کردیم اومدیم شمال و الان کنار یه دریاچه داخل به چادر دارم براتون می‌نویسم .

به شدت خستم .چشام باز نمیشه .شب بخیر

اعصاب

این قدر اعصابم خورده هنوز تو راهیم وای به حال اینکه برسیم .جمعه برمیگردم حوصله اینارو ندارم .

شام اومدیم طلاییه.غذاش مزخرف بود .

تعطیلات

سری قبل که شهرستان بودم قسم خوردم دیگه تعطیلاتمونرم شهرستان ولی باز توبه شکستم و دارم ساک جمع میکنم .

شنبه هم مرخصی کشیدم شنبه برمیگردم .شنبه و یکشنبه هم که نیستم موند سه شنبه برم سرکار .

از کار خسته بودم چه بهتر تا یه هفته راحتم

روز نوشت

چه وقتایی بهش فک می‌کنی ؟؟

صبح روز شب وقت بی وقت هروقت تنهام هروقت تو جمع هستم وقتی کسی رو میبینم تازه برگشته وقتی میفهمم یه نفر چند باری رفته

#کربلا

رژیم

خوانده وبلاگ* توانا* در مورد رژیم سوال داشتید

من خدای رژیمم .تقریبا همه مدل رژیم رو امتحان کردم .به خاطر همین در واقع قوانین و اصول رژیم رو دقیق می‌دونم .

تعریف از خود نباشه به دونفرم برنامه رژیم دادم خوب کم کردن ولی اراده ادامه دادن نداشتند به خاطر همین ول کردن

رژیم فعلی من لیمومی هست که به صورت اینترنتی خریدم .و خیلی هم سخته.

باز اگه کسی کمک خواست من در خدمتم تا نکات ریز رژیم رو هم بهش بگم کافیه پیام بده

روز نوشت

این هفته عجب هفته خوب ولی سختیه .

خوبه چون دوروز تعطیلات داره .سخته چون فشار کاری زیاده.نمیدونم ته این کارمون به کجا میرسه.

خستم خیلی خستم ‌.رژیممو ادامه میدم تقریبا 5کیلو کم کردم .این خیلی خوبه .

بدون ورزش معجزه کردم.

قایم موشک

تا حالا با یه بچه قایم موشک بازی کردین؟

احساس الان من دقیقا شبیه به بچه هست که دارن باهاش قایم موشک بازی میکنن. کسی چشم گذاشته و من قایم شدم رفتم پشت یه پرده توری ،من دارم بقیه رو میبینم و بقیه هم منو میبینن ولی خودشونو زدن به ندیدن .تا اینجا خیلی بازیه خوبیه و خیلی داره خوش میگذره .

ولی وقتی طولانی میشه وقتی اونی که باید پیدام کنه نمیکنه .منو میبینه ولی پیدام نمیکنه .کم کم میفهمم که اون اصلا دنبال من نیست این منم که فک میکنم دارن باهم بازی میکنن

اون انتظار پیدا شدن اون لحظه که میفهمی دیگه بازی تمومه و تو باید خودت پیدا بشی یا تا ابد قایم بمونی .این لحظات خیلی سخته.

ولی این بار برخلاف همیشه میخام تو این بازی آخر تا ابد قایم بمونم .دیگه پیدا نشم .

خاطره

سخت‌ترین کار جنگ با خاطره هاست .

من می‌دونم کار درست چیه ،کار درستی انجام میدم .ولی ای کاش دلم با کار درست همراه بود .ای کاش مغز و قلبم یکی بود .

یک نفر از گذشته تو وبلاگم بود از اون موقع ها که وبلاگ قدیمی رو داشتم ‌یعنی همیشه بود .

ولی خیلی وقت بود که فقط آنلاین میشد میخوند دیگه کامنتی نمیزاشت .منم رفتم وبلاگش چند باری کامنت گذاشتم

حس کردم به چیز اضافه ام تو زندگیش .

ولی روزی بیشتر از 20بار به وبلاگم سر می‌زد .

یه تناقضی رخ داده بود .

ترجیح دادم آدرس وبلاگم رو عوض کنم.

خیلی چیز نا معقولیه که بگم من به بودن شما دوستان وبلاگی دل خوشم . تنها دوستای من شماها هستین . شمایی که میتونم خود خود خودم باشم پیشتون .

همیشه گفتم و میگم ماها تو سهراب غریبیم خیلی گناه داریم .انگاری تو نظر بقیه همیشه به چیز اضافه ایم .انگاری جای بقیه رو تنگ کرده باشیم .این حسی هست که از دیگران میگیرم .

یه جمله معروف هست که میگه از جاری برای آدم فامیل نمیشه .از همکارم واسه آدم دوست نمیشه

روز نوشت ۲

عجب روز مزخرفه امروز .تمومم نمیشه .

مثل همیشه سعید شیفت شبه.

بعد نماز رفتم دم مسجد که مثل هرشب با ون برم تجمع که گفتم ون نمیاد راننده رفته کربلا.من بودم و به خانم دیگه

آخوند مسجد گفت بیایید من میرم ببرمتون.خلاصه تو رودربایستی که زده تنها نره کنم سوار شدم دلم میخواست برگردم ولی نشد .

رفتم موقع برگشت به هرکسی رو زدم یکی جا نداشت یکی مسیرش نبود اون زنه رو هم گم کردم .

به اجبار اسنپ زدم .از شانسم یه خانم قبول کرد فاصله زمانی ۱۰دقیقه گفتم اشکال ندارن زنه راحته بزار بیاد .

بعد ده دقیقه دیدم تماس درون برنامه گرفت صدا ،صدای یه مرد بود .گفتم من اینو خانم گرفتم گفت آره گوشی خواهرمه .شبا من میام بجاش .الان کجایید گفتم وسط تجمع بیایید درب آخر منم میام .

یه بار دیگه زنگ زد کجایید گفتم اومدیم داریم میرسیم ما ۴نفریم مشکلی که نیست .

آخه اسنپا بیشتر از سه نفر یا قبول نمیکنن یا پول اضافه میگیرن.

خلاصه تا گفتم ۴نفریم قطع کرد هرچقدر زنگ زدم دیگه جواب نداد که نداد.

دروغ می گفتم ۴نفریم خواستم امتحان کنم که نفهمه تنهام .

از اینکه قطع کرد دیگه جواب نداد یکم ترسیدم .

اومدم با یه راننده اتوبوس حرف زدم گفتم واسه مسجد دیگه ام ون نیست گفت بیا تا سر خیابونش می‌برمت .خلاصه رسیدم خونه ولی هنوز ترسه به جونمه.

خیانت

امروز تو اینستا یه متن خوندم هرچند حس کردم واقعی نیست ولی تامل برانگیز بود .

زنی تعریف میکرد ۷سال بود به همسرم خیانت میکردم و همسرم متوجه نمیشد یه بار موقع برگشتن از مسافرت تصادف کردیم .دخترو همسرم از اون تصادف جان سالم بدر بردند ولی من از کمر به پایین قطع نخاع شدم .تا یه مدت همسرم مراقبت میکرد ولی کم کم ،کم آورد و پرستار گرفت و با همون پرستار ازدواج کرد .

حالا جلوی چشم من من با همسر جوانش و دخترم خیلی خوشحال و خوشبخت هست و تنها من می‌دونم که چرا دارم تقاص پس میدم.

خیانت من رو فقط خدا دید فقطم خدا جواب داد .

شعر

دلم یه شعر خوب میخاد

از اونایی که حال دل رو دگرگون می‌کنه

از اونایی که هر لحظه تو ذهنت تکرار بشه

شرحی ز حال و حالی ز شرح نیست .

#درنا

نگرانم خیلی زیاد .مادرشوهرش رو بیمارستان تهران بستری کردن قرار هست شیفتی کنن هر دو شب یه عروس . آن شاللله قبل شیفت من خوب بشه .

من خیلی گناه دارم تمام تابستون منتظر این چند روز تعطیلات بودم اونم الان باید برم بیمارستان همراه.

پس من کی برم مسافرت

منم آدمم خستم از کار خونه زندگی و زندگی روز مرگی.

تمام دلخوشی ام یکی یکی رنگ باختن. بعد میگن چرا به زندگی دلسردی چرا نمی‌خندی آخه میزارید به حال خوب به آدمی بمونه.

عکس پروفایل

یه موقعی که جوونا بودم هر روز به عکس از خودم تو پروفایلم میزاشتم .

الان که پروفایل بچه هارو چک میکنم نصف صورت یک چهارم صورت صرفا فقط چشم و ابرو ،عکس از سایه ......

آخ آخ آخ جووونی کجایی که یادت بخیر .

بعضی وقتام تنها دلخوشی آدم دیدن عکس پروفایله بعضیاس.

شمارو نمی‌دونم ولی من خیلی عکس پروفایل چک میکنم .دست خودم نیست یه جورایی سرگرمیمه شاید دلخوشیمه.

دندان پزشکی و خاطره

الان که تو دندانپزشکی نشستم . همش ته ته ته دلم قربون وصدقه امیر میرم که چقد زحمت کشید ولی الان مثل اینا دکتره .

امروز تو مطب دکتره داشت یه خاطره از سال قبل تعریف میکرد برای دستیارش.

خاطره خیلی چیزه خوبه ولی مشروط به اینکه خوب باشه .

خاطره ها وصل کردن گذشته به حال هست .

با خاطره ها میشه سالیان سال زندگی کرد و یاد کسی رو زنده نگهداشت.

خوشحال میشم بهترین خاطره زندگیتون رو تعریف کنید تا منم تعریف کنم.

مارمولک و سوسک

ماجراهای ما و مارمولک و سوسک

قسمت اول

یعنی اگه بخوام تعریف کنم واقعا باید قسمت بندی کنم .خونه پر از مارمولک و سوسکه.

بی نهایت چندش آور .قشنگ انگاری تقسیم ملک کرده باشن.سوسکا از حموم میان بیرون مارمولک از دستشویی.اونم از کجا ؟سقف کاذب

فردا قراره سقف کاذب رو گچ کاری کنیم شاید فرجی شد که من محال می‌دونم .

یعنی اینقدر که ما تو این ماه سوسک و مارمولک شکار کردیم اگه ژاپنی و کره ای و چینی بودیم تا آخر ماه بعد قشنگ هر وعده باهاشون غذای خوشمزه میپختم اصلا نیازی به خرید گوشت و پروتیینم نبود .

چی میشد مرغ از سقف کاذب بیاد ؟یا گوسفند .

خخخخخ فک کن چی میشد .چقد خنده دار .

گرمه خدایا چقدر گرمه دقیقا پختم از گرما کولر علاوه بر اینکه جواب نمیده سوالم می‌پرسه .

اگه از رژیم بپرسید اوضاع خوبه شکر خدا همچنان سفت و سخت رعایت میکنم .وزنم کم کردم بچه ها میگفتن صورتم لاغر شده .

ولی خودم خیلی حس سبکی دارم.

۵/۵/۵

امروز فقط تاریخش خاص بود

وگرنه هیچ اتفاق خاصی نیفتاد

فقط کلی نا امیدی تو وجودم رخنه کرد.

قتل

امروز یه ماجرای قتل شنیدم تا ساعتها حال دلم بد بود الآنم ذهنم درگیرشه

مرده صاحب هتل بود زن و بچه (دختر و پسر ) همه چی خوب و اوکی.

با یه زنه از کارکنان هتل دوست میشه و زنه میگه شرط اول طلاق زنشه

اونم میاد با زنه دعوت و بحث ،زنش رازی نمیشه ،دعوا بالا میگیره و زنه رو جلوی چشم دخترش که بچه بوده خفه می‌کنه.دختره شروع می‌کنه به گریه و داد .اونم خفه می‌کنه .

پسرش که ۲۰سالش بوده میاد که چی شده .پسر رو هم تا جایی که می‌خورده میزنه و مجبور می‌کنه پسره زنگ بزنه به خالش بگه دزد اومده مادر و خواهرمو خفه کرده .بعدشم تو حلق پسره جوهر نمک می‌ریزه .

پسره بعد یک هفته که حالش روبه راه میشه تو بیمارستان خودکار و کاغذ میگیره و واقعیت رو می‌نویسه که بابام همه این کارو کرده .

و مرده رو میگیرن تا اعتراف می‌کنه که همش به خاطر اون زنه بوده .

امروز همه بحث سر اون بود که اونجوری مردارو باید چیکار کرد ؟هرکس نظری داشت همه سر تکه تکه کردن مرده به توافق رسیدیم ولی من معتقدم اونیکی زنه که زیر پای مرده نشسته اونو باید اول تکه تکه کرد .البته اینم همه قبول داشتن.و در نهایت زنه که به قتل رسیده هم باید از طلاق نمیترسید ول میکرد میزاشتم دوتا ...... بهم برسن.

ولی اما آیا داریم زندگی میکنیم یا فیلم ترکیه بازی می‌کنیم ؟

این عاشق اونه ،اون عاشق اینه،دونفر وسط میمیره،

به کجا چنین شتابان؟؟؟؟

لعنت به شیطان

کربلا

حال دلم بده

همه دارن میرن فقط منم که جا موندم .

خدایاااا آخه چرا جور نمیشه من برم کربلا.

خدایا کدوم گناهم سد راهم شده خودت کمکم کن .خواستم یه پرچم بدم ببرن برای تبریک حتی اونم نشد .

امام حسین اینم از من دریغ کرد.

اندکی تورکی  

۱یامان گدشدی ،گدیشین

اوخشامیر هیچ گلنه

بلکه بیرگون گلجکسن

اودا توشر من اولنه

ترجمه: رفتنت عجیب رفتنی هست . اصلا شبیه کسی نیستی که قرار است برگردد. شایدم روزی برگردی و آنهم برای مرگ من

۲.گویول امان یئردن کوسور

ترجمه :یعنی انسان از اونجایی که انتظار داره از اونجا قهر می‌کنه

۳در غربت مرگ بیم تنهایی نیست /یاران عزیز آنطرف بیشترند

رژیم ۲

بله

و اما

خبر خوش

تو ۵روز یک کیلو کم کردم .

نخندید

برای من موفقیت بزرگیه . بدون هیچ ورزشی فقط جدال با نفس اونم چه نفسی نفس خوردن تونستم کم کنم .به امید روزهای بهتر .

اگه هر ده روز ۲کیلو کم کنم .تو چهل روز ۸کیلو کم میکنم .اگه ورزشم بکنم خب قطعا بیشتر کم میکنم و میرسم به وزن ۷۷. این برای من خیلی ایده آل هست تو دوره بعدی قطعا به اون وزن مد نظرم که ۶۴کیلو هست میرسم .

تقریبا تو سه ماه

آیا این امکان پذیر هست ؟؟؟

روز نوشتد

امروز جزو روزای خاص در ماه برای خانواده من محسوب میشه.

تنها جمعه ای هست که سعید و من خونه این .دیشب چون امتحانای سعید دیروز تموم شد برنامه سفر چیدیم .

ولی صبح که سعید اومد دیدم جوری خستس نمیتونه لباسهای تنش رو دربیاره .طفلک یه حموم رفت مثلاً سرحال بشه که بریم شمال ولی من الکی گفتم بیخیال منم خستم نریم اونم با خیال راحت رفت خوابید قرار شد عصر بریم پارک ملا خلیلا .خیلی من اون پارک رو دوست دارم جای خیلی خوبیه .پر از درخت پسته هست . آلاچیق داره برای نشستن .

ناهار بخوریم خونه بریم چایی رو اونجا بخوریم .فضای بازی هم برای مائده هست دوچرخه سواری هم می‌کنه .

برای تجمع شبم همون نزدیکا هست میرم اونجا .

ولی ولی ولی

ته ته ته دلم میخواست بریم دریاچه تو شمال .یا بریم جنگل چادر بزنیم شب بمونیم فردام مرخصی بکشم .

خستم از این شهر و آدماش .

روز نوشت

جمعه شب هفته پیش حس آوارگی عجیبی داشتم .شب تو تجمع متوجه شدم کلید خونه رو جا گذاشتم یه انبردست و پیچ‌گوشتی پیدا کردم رفتم سراغ در خونه اونم کی ۱۲شب .هرکاری کردم باز نشد که نشد.خونه قبلی یکی از کارام در باز کردن برای خودم و همسایه ها بود . ولی خونه جدید نشد که نشد .موندم خدایا چیکار کنم رفتم خونه یکی از همکاران که میدونستم شب شوهرش سرکاره.

دیگه عبرت شدم اول کلیپ خونه برمیدارم.

دلم کربلا میخاد شدیداً.همه دوستام دارن میرم ولی من باز نشد .امروز خیلی خبرهای بد بهم رسید .ظهر نمی‌تونستم بخوابم .سردرد دارم هنوزم .ولی چاره چیه .

متنفر از همه اونایی که پارتی دارن