چند روز پیش با این نیروی جدید مون داشتیم در مورد درس و دانشگاه مبحرفیدیم که یاد درس اوقات فراغت افتادم تو یه مبحثش طولانی تریم روز سال که یکم تیر بود رو بررسی می‌کرد که چقدر مناسب تورهای یک روزه هست .

همش این تو مغزم بود .

صبح از 6/5رفتم بیرون تا رسیدم بانک هفت بود و نفر 4ام رفتم داخل یه چکم چند ماه قبل برگشت خورده بود رو رفع سوء نمی‌دونم کرده بودم یا نه یه نگاه کرد گفت اوکی هست .بعد رفتیم خود قزوین واسه ضمانت همکارم.بعد برگشتم سرکار سعید زنگ زد که امروز مرخصی گرفتم تا 12دوتا ارائه رو بدم راحت بریم تعطیلات رو گفتم باشه ساعت ده زنگ زد بدو بیا کمکم اولین ارائه خراب کردم بیا .مرخصی ساعتی گرفتم و رفتم خونه و خلاصه ارایه دادیم برگشتم سرکار و یه جلسه ناخواسته افتادم و یکم پیگیری امور و و در نهایت