شرحی ز حال و حالی ز شرح نیست .
#درنا
نگرانم خیلی زیاد .مادرشوهرش رو بیمارستان تهران بستری کردن قرار هست شیفتی کنن هر دو شب یه عروس . آن شاللله قبل شیفت من خوب بشه .
من خیلی گناه دارم تمام تابستون منتظر این چند روز تعطیلات بودم اونم الان باید برم بیمارستان همراه.
پس من کی برم مسافرت
منم آدمم خستم از کار خونه زندگی و زندگی روز مرگی.
تمام دلخوشی ام یکی یکی رنگ باختن. بعد میگن چرا به زندگی دلسردی چرا نمیخندی آخه میزارید به حال خوب به آدمی بمونه.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 14:35 توسط خانم میم
|